="text-align: justify;">
وقتی به تو می اندیشم از دستهای تهی خویش شرمسارمیشوم و بغضی که هر ازگاهی مهمان گلوی خشک و گرفته ام است آرام آرام میشکند و برپهنای صورت گنهکارم می لغزد و جاری می شود و یک دنیا قافله اشک و آه.... .پس با همین شبنم های دل گرفته وض… بیشتر »
فرم در حال بارگذاری ...
شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !
If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)